دختر گل را به مرد داد و گفت:"اين مال شماست." مرد گل را به همسرش تقديم كرد
و گفت:"اين گل مال شماست." و زن گل را لاي دفتر خاطراتش گذاشت؛ آن شب زن به
عشق همسرش مي انديشيد، مرد به دست هاي يخ زده ي دختر و دختر به اينكه چرا
مرد بابت گل پولي نداد.

در عجبم مردمی که خود زیر شلاق ستمند بر حسینی میگرید که آزادانه می زیست
(دکتر شریعتی)
سلام دوستان خوبم
من حالم خوبه امیدورام همتون خوب باشید
...
محرم هم اومده...
پیشاپیش امیدوارم دعای همتون قبول باشه
سلام دوستان خوبم
اول اینکه دوست خوبمون یاسمن همین روزا عمل جراحی قلب داره ازتون میخوام
که واسش دعا کنین تا سلامتیشو بدست بیاره تا درجمع مون باشه
....
و اینکه...
گفتم اگر خاطراتی یا حرفایی از سرشماری دراین مدت پیش اومده واست
تعریف میکنم
همون روزای اول که سرشماری شده خودم شخصا دوست داشتم مامور باشم
تا از نزدیک با مشکلات مردم اشنا بشم وبواقع دیدم که مردم چه مشکلاتی دارن
بسر میکنن و دریغ...
و دریغ از اینکه دولت بیاد مشکلات مردمو حل کنن با این امار وسرشماری
و هزارتا راهکارهای مسخره شون بار مشکلات کم نمیکنن درمقابل افزوده میکنن...
تو این چن روز مردم خیلی لطف داشتن غیر چنتا اما بقیشون تا دیدن مامور میاد
با احترام برخورد میکردن و هریک درددل خاصی میکرد و من تنها شنونده
گوش میکردم...
یکی برق خونشون ..یکی مشکلات سربازی بچه شون و دیگری نداشتن کار .
و اینکه خیل زیادی از بیکاری عجیبی رنج میبردن درصورتیکه زن و بچه داشتن و
و پیش خونواده شون خجالت زده بودن...
چه گویم که گفتنش تنها باعث میشه بیشتر فکر کنیم درچه دنیای سختی قرار گرفتیم...
بجای اینکه مشکلات مردم کم بشه کاری میکنن مشکلات مردم افزوده بشه تا همش
سرتعظیم درمقابل انها دربیارن..
باور کنین ما مردمان خوبی داریم..خیلی خوب که اگر دربینشون کسی خلاف و
یا بد باشن ذاتا بد نیستن بلکه مشکلات و نداشتن کار و ...اینطور شدن...
نمیدونم چرا اینا را گفتم اما تنها خاستم بگم....
....
راستی بعد سرشماری جشن 1 سالگی سفر بیادماندنی که به عنوان سفیر به مشهد
رفتم رو اگه خدا عمری داده میگیریم...
حتما بعضی ها یادشونو چه سفر زیبایی بید!! واسه خودم که خاطراه ساز شده بود...
هنوز که هنوز بعضی ها ازم تشکر میکنن بخاطر براورده شدن حاجتشون...!
بدرود


تو دنیا آدمهای زیادی روی تختهای ۲ نفره میخابن ولی قشنگتراینکه
بعضی آدمها روی تختهای ۱ نفرهبیاد هم بیدارن

.....
سلام دوستان خوفید
من مامور سرشماری نفوس و مسکن شده بیدم

حتما بهترین خاطراتی که اگه اتفاق بیفته ..میام واستون تعریف میکنم
پس نتیجه میگییرم چن وقتی نیستم اما میام نظراتتون میخونم
تایید میکنم
مواظب خودتون و بغل دستیتون باشید
انتخاب قالب جدید از ایلار دوست عزیزم بوده...ممنونم ازت

اگه همین خوبه من همش این قالب بزارم
....
مردی نزد روانپزشک رفت و از غم بزرگی گه در دل داشت تعریف کرد:
دکتر گفت: به فلان سیرک برو. آنجا دلقکی است که آنقدر تورامیخداند تا
غم یادت بره.
مرد لبخندی زد و گفت: من همان دلقکم....
خسته ام ...
خیلی خسته ام....
از اینکه نشسته ام در گوشه ای هیچکاری نیمتونم بکنم
وقتی میبینم مثل آب خوردن ادم میکشن...شلاق میزننن و..
راستی به کدوم جرم و گناهی؟
خسته ام...
از این همه آشفتگی...
از این همه به خود تلقین دادن..امید دادن و...
خسته ام..
خسته ام از اینکه درس خوندیم..مدرک گرفتیم..تو دبیرستان و دانشگاه
با چه عشق و شادی تا درآینده کاری بگیریم اما خیالی زهی باطل!
اینکه تنها شده پارتی و آشنا و...
خسته ام...
خسته از این که میلیارد میلیارد اختلاص وپول میخورن اما ..
اما یه جون واسه یه وام باید شونصدتا ضامن میاره تا کارش درست بشه!
خسته ام...
خسته ام از اینکه ماه به ماه داره به عمرمون اضافه میشه دریغ از بدست
آوردن ارزوها و رسیدن به اهداف زندگی خود...
خسته ام..
میخام بخوابم تا وقتی بیدار بشم بگم همشون خواب بودن و
بتونیم درآرامش زندگی کنیم..
....
تقدیم به همه دوستانی که احساس میکنن حرف دلشون بوده!!!
....


به جستجوی تو
بر درگاه کوه می گریم
در آستانه ی دریا و علف
به جستجوی تو
در معبر بادها می گریم،
در چهار راه فصول،
در چارچوب شكسته ي پنجره اي كه آسمان ابر آلوده را
قالبي كهنه مي گيرم
......
با انتظار تصوير تو
اين دفترچه خالي تا چند
تا چند ورق خواهد خورد؟
جريان باد را پذيرفتن،
و عشق را
كه خواهر مرگ است.
و جاودانگي رازش را با تو در ميان نهاد.
نامت سپيده دمي است كه پريشاني آسمان ميگذرد
ـ تبرك باد نام تو!
و ما همچنان
دوره مي كنيم
شب را و روز را
هنوز را....
بازم سوال بازم جایزه
اینبار کارت شارژحتمی بید اخه اوندفعه جایزه شارژمعنوی بودش
سوال:!!
چرا مردها میتونن دوتا (یا بیشتر) زن بگیرن
ولی زنها نیمتونن ۲تا مرد
داشته باشن؟
علت درچیست؟
به برنده یه کارت شارژ هدیه از موسسه ....(شرمنده اسمشو نمیتونم بیارم)
و همینطور ۲ شارژ معنوی
تعلق میگیرد
گفتگو با شیطان
به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان»! لبخند زد.
پرسیدم: «چرا می خندی؟»
پاسخ داد: «از حماقت تو خنده ام می گیرد»
پرسیدم: «مگر چه کرده ام؟»
گفت: «مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام»
با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!»
جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای. نفس تو هنوز
وحشی است؛ تو را زمین می زند.»
پرسیدم: «پس تو چه کاره ای؟»
پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛
فعلاً برو سواری بیاموز»
...
گاهی همیشه اشتباهات زندگی خودمونو به شیطان و قسمت ربط میدیم
درصورتیکه شیطان خود اراده ضعیفمون و غرور بیجا و..هستش!!!